تبليغاتX
یه لنگه کفش بزرگ
صفحه اول تماس با ما RSS تبادل لینک                     قالب وبلاگ
  
یه لنگه کفش بزرگ
هیچ هنری نیست که بتواند راز روح را از چهره ی آدمی دریابد
نو بادي شنبه 1391/02/30


سلام دوستان گرامی ...

من همیشه بابت اینکه شما عزیزان همیشه وب من رو پیگیری میکردین صمیمانه از شما متشکر بودم...

اما در این مجال، فرصتی پیش اومد تا راهی رو درپیش بگیریم که ب بتونیم انشاءالله حقیقتا مسلمان و

شیعه باشیم..!

به همین خاطر سایتی رو راه اندازی کردیم به کمک دوتا از دوستان که البته بیشتر زحمتش هم روی دوش این

دو دوست عزیز بود و هست!و من واقعا ازشون ممنوم!

این عکسی هم که این بالا میبینین لوگوی سایت هستش...

حالا اینکه اومدم اینجا گفتم دلیلش تبلیغ نبود! راستش بیشتر دوست دارم از همکاری و دانش دوستانی که به

وبم سر میزنن نهایت حسن سوء استفاده رو بکنم و از همین جا دعوتتون کنم تا افتخار بدین و تو سایت عضو

بشین...!!!

^_^* اینم آدرس سایت: sire" دات rozblog دات  com"

قربون شما...

اجرتون با الله

نو بادي چهارشنبه 1391/02/27

خب بی مقدمه میرم سر اصل مطلب...


آآآآآآآآآآآآآآآآآآهای بچه ارتباطاتیا...

نچ...

الان نمیگم.. بذارین اول یکم به خودمون ببالیم و یادی کنیم از گذشته هاو خاطرات...

بهد به باقیش هم میرسیم ^_^*


یاد مقاله نوشتنامون بخیر...!! n مقاله در هفته:))))


هی... یاد کنفرانسا... کنفرانس دکتر...


از همه اینا بگذریم.. خدایی همه دنیا تو دست ماست... اونوقت هیچکی به روی خودش نمیاره به ما تبریک بگه!!!

ته ته ته ته ته تهش...

روزززززززمممممممممونننننننننننننننـــــــــــــــــــــــــــ

مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تقدیم به خودمون^_^*

نو بادي سه شنبه 1391/02/12


باید کسی باشد
که هروقت بار تنهاییت سنگین شد
هر وقت کمر کلماتت شکست
هر وقت واژه هایت لال شدند
بیاید بنشیند مقابل چشمهایت
و تو زل بزنی به خودت
که جاری شده ای میان چشمهایش...


دلم کمی خدا میخواهد...مثل همیشه...

کمی از آغوش گرم و پر مهرش..مثل همیشه...

کمی نوازش دست هایش...مثل همیشه...

کمی از دلگرمی هایش...مثل همیشه...

کمی از نگاه محبت آمیزش...مثل همیشه...

کمی از امیدهایش... مثل همیشه...

کمی از سنگ صبوری هایش... مثل همیشه...


باید...

باید كه كسی باشد... خداوند... نزدیک تر از...


دلم کمی خدا میخواهد...


نو بادي چهارشنبه 1391/02/06

گاهی رد میشویم...!!

  میرویم...!! میبینیم... !! و میگذریم...!! گاهی نگاهمان خیره می ماند و بعد چشم برمیداریم!!

گاهی می ایستیم و می نگریم...!!!اما بازهم میگذریم...!!!

گاهی می بینیم ... خیره می شویم... می ایستیم... می پرسیم... سری تکان می دهیم و ابرویی بالا

می اندازیم و باز هم میگذریم...!!! شاید تا چندی ذهنمان را به خودش مشغول کند!!

گاهی اما نه!!! نه می بینی.. نه می توانی خیره اش شوی و نه بایستی...!!! فقط میپرسی و می شنوی!! اما

نمی توانی بگذری...!! نمی توانی ذهنت را از آن خالی کنی!! نمی توانی چون نمی فهمی!! اما میخواهی که

بفهمی!!!

و گاهی چقدر ساده می فهمی و رد میشوی!!!!

نو بادي سه شنبه 1391/01/22

این روزها...

همه به من مشکوکند...

همه ... همه که می گویم یعنی همه...

حتی خودم...

دیگر دستم نمک ندارد...

خرجم بالاست...

کم حرف شده ام...

می خندم... گاه و بیگاه...

دنیا به من چشمک میزند...

اما نمیدانم برای کدام داشته یا نداشته ام یا کدام داشته یا نداشته اش...و چشمان من

دیگر سویی ندارد...

و من غریبه ام...

و همه به من مشکوکند...


و خدا هست...

در همین نزدیکی...

همین جایی که نگاهم می افتد...

نو بادي دوشنبه 1391/01/14
حرفی برای گفتن نمی ماند وقتی؛

 هرچه میخواهی می بینی...!!!!!

هرچه می بینی حس میکنی...!!!

و از هرچه حس می کنی شرمنده ای...!!!



    


     



   

  

   


* از همه دوستانی که در پست قبلی لطف داشتن و نظراتشونو اعلام کردن کمال تشکر رو دارم..
التماس دعا

نو بادي پنجشنبه 1390/12/11

اي دريغا كه همۀ مزرعۀ دلها را علفِ هرزهِ كين پوشانده است.

 

هيچكس فكر نكرد كه در آباديِ ويران شده، ديگر نان نيست.

 

و همۀ مردمِ شهر بانگ برداشتند كه چرا سيمان نيست

 

و كسي فكر نكرد كه چرا  ايمان نيست...

 

و زماني شده است كه به غير از انسان هيچ چيز ارزان نيست!


كه يعني اگه نام {الله} پرچم ايران روي بروشور تبليغاتيت نباشه!!!! كسي ميگه به جمهوري اسلامي ايران اعتقاد نداري؟!؟!؟!


كه يعني اگه عكس امام و آقا حاشيه و تزئين و پس زمينه ي بروشور تبليغاتيت نباشه!!! كسي ميگه پيرو خط امام و پايبند ولايت فقيه نيستي!؟!!؟

نه آقا جان...!!! اگه به ظاهر بود من الان از يكي از ٣١٣ يار خاص امام عصر(عج) بودم...!!!

به ايمانه!!! كه اگه ايمان بود...!!! سيمان سياست دست و پاتو سفت نمي كرد كه از هرچيزي واسه تبليغ خودت نهايت حسن سوء استفاده رو بكني...!!!

اين بروشورا... همه مي دونيم چه سرنوشتي دارن...!!! يا روي زمين و زير پا... يا به طرق مختلف و در بهترين حالت توي سطل آشغال...!!! و آيا...!!

آيا اين در شأن نام مقدس الله هست؟؟؟؟؟!!!! پايمال كردنش....!!! اوون دنيا..!!!!

يا حضرت امام (ره) كه اينقدر به ايشان عرض ارادت داريم!!!

يا حضرت ماه (مد ظله متعالي) كه اينطور سنگ محبتشونو به سينه ميزنيم...!!!

چه چيز رو فداي چه چيز ميكنيم؟!؟؟؟!؟؟؟!؟!؟؟!؟




× دشتها آلوده ست...

 

در لجنزار، گلِ لاله نخواهد روييد

 

در هوايِ عفن، آوازِ پرستو به چه كارت آيد؟

 

فكرِ نان بايد كرد و هوايي كه در آن نفسي تازه كنيم.

 

گلِ گندم خوب است. گلِ خوبي زيباست!


×قصدم اين بود كه در مورد سفر اخيرم بنويسم... اما گشتن تو خيابوناي تهران اونم تو اين چند روز....بد جور آزارم داد...!!!


عکس

دانلود

ابزار هدایت به بالای صفحه

با کلیک بر روی 1+ "یه لنگه کفش" در گوگل محبوب کنید